♥♫سرد خونه♫♥
نگران نباش،
من نشانی از تو ندارم اما نشانی ام را برای تو مینویسم در عصرهای انتظار به حوالی بی کسی قدم بگذار خیابان غربت را پیدا کن و وارده کوچه پس کوچه های تنهایی شو کلبه غریبی ام را پیدا کن کنار بید مجنون خزان زده و کناره مرداب ارزوهای رنگی ام در کلبه ای را باز کن و به سراغ بغض خیس پنجره برو حریر غمش را کنار بزن مرا میابی
خیال کردم که با من هم دل و هم کیش و هم دردی به مردی با تو پیوستم ندانستم که نامردی این متنو خیلی دوست دارم.دنیایی از مفهومه.بادقت بخونیدش: نه اسمش عشق است،نه علاقه ونه حتی عادت.... حماقت محض است دلتنگ کسی باشی که دلش با تو نیست.... چه شبها و چه روزایی بیادت من دعا کردم شدم مدهوش در یادت تو را با خود صدا کردم کمی می خوردم و گاهی دو صد دود و دمان کردم من آن راهی که رفتم را دوباره باز گو کردم گهی خوشحال از بودن گهی غمدار از این کردار گهی بی خود ز خود بودن گهی با خود صفا کردم نمیدانم چه تقدیریست کجایش اشتباه کردم محبت کردم و آخر جدایی دست و پا کردم ! قطار می رود....تو می روی..... تمام ایستگاه می رود............ می دانی بهترین روز زندگیم کی می تواند باشد ؟ روزی که تو در میان ناباوری هایم می آیی و دستم را می گیری ... و آرام زمزمه می کنی : ♥ دوستت دارم ♥ و خواهی گفت که برای همیشه آمده ای ... آمده ای تا بمانی ... ای کاش تنها یک نفر هم در این دنیا مرا یاری کند ای کاش می توانستم با کسی درد دل کنم تا بگویم که، من دیگر خسته تر از آنم که زندگی کنم تا ابد غم شبهایم را تا بفهمد درد تن خسته و بیمارم را ، قانون دنیا “تنهایی” من است و “تنهایی” من قانون عشق است و عشق ارمغان دلدادگیست و این سرنوشت سادگیست...
بخوام از تو بگذرم
حال من خوب است،بزرگ شده ام...
دیگر آنقدر کوچک نیستم که در دلتنگی هایم گم شوم
آموخته ام،که این فاصله ی کوتاه،بین لبخند واشک،نامش"زندگیست"
راستی بهتراز قبل دروغ میگویم.
و من چقدر ساده ام که سالهای سال ،در انتظار تو
کنار این قطار رفته ایستاده ام
و همچنان به نرده های ایستگاه رفته تکیه داده ام!!
من بایادت چه کنم
تو رو از یاد ببرم
با خاطراتت چه کنم
حتی از یاد ببرم تو و خاطراتتو
بگو من با این دله خونه خرابم چه کنم
بی کسی یه عالمی داره
واسه ما یه عادته
دل دیگه خسته شده به حرف من گوش نمیده
چشم به راه تو میمونه همیشه غرق امیده
همیشه غرق امیده
آره این حال منه
طراح : صـ♥ـدفــ |